هر كتابخوان مشتاقي قدرت كتاب را كه مي تواند شما را به دنياي ديگري ببرد، مي شناسد، چه دنياي جادويي هري پاتر باشد و يا آخرين نوشته هاي جان گريشام.
نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد، شايد يكي از دلايلش اين باشد كه مغز ما اتفاقات در حال وقوع در داستان را مانند دنياي واقعي در ذهن ما شبيه سازي مي كند. اين مطالعه به دنبال تحقيقاتي صورت گرفت كه در آن اين موضوع بررسي شد كه مغز چگونه تصاوير و نوشته ها را به همان شيوه اي شبيه سازي مي كند كه اعمال روزانه فردي ما شكل مي گيرد.
اين بررسي ها مشخص خواهد كرد چرا برخي از مردم بيشتر از ديگران از كتابخواني لذت مي برند و چگونه توانايي كتاب خواندن ما در طول زمان تغيير مي يابد، در واقع برخي افراد توانايي بيشتري در ايجاد يك تصوير شفاف از نوشته و نثر دارند.
براي مثال خواندن يك فعل ساده مانند دويدن يا لگد زدن قسمتهايي از مغز را فعال مي كند كه وقتي مي دويم يا توپ را شوت مي كنيم، فعاليت خواهند كرد.
اما خوانده يك لغت ساده كاملاً مانند خواندن يك متن طولاني و ادامه دار نيست.در يك آزمايش از 20 زن و 8 مرد دعوت شد تا به مدت 10 دقيقه 4 قصه كمتر از 1500 كلمه اي را بخوانند. لغتهاي داستان بروي صفحه اي انداخته شده و شركت كنندگان مي توانستند لغات را از درون يك آينه روبرو بخوانند.
قصه درباره يك پسر مدرسه اي در يك روز عادي بود كه توسط روانشناسان براي تحقيقات نوشته شده و داستان روزمره زندگي را به سادگي بيان كرده و از تكنيك هاي پيچيده داستان نويسي به دور است.
تغييراتي كه در خوانندگان بررسي مي شد شامل اين موارد بود: تغييرات فاصله اي(وقتي در داستان محل تغيير ميكرد)، تغييرات اشيا (وقتي شخصيت داستان يك توپ را برميدارد) تغييرات در شخصيت داستان، تغييرات در اهداف شخصيت و …
بعد از خواندن داستان از آنها درباره داستان سئوال شد و نتيجه با تغييرات ام آر آي مغز آنها در هنگام خواندن يكي بود، يعني مغز قادر است از حروف تصاويري خلق كند و شكل گيري وقايع پشت سرهم را در ذهن بصورت واقعي جلوه دهد.
البته بعضي از افراد ادعا مي كنند در هنگام كتاب خواندن قادر به ديدن هيچ تصويري در ذهن خود نيستند و اين نشانگر تفاوت افراد در اين امر است.
اين مطالعه در آينده كمكي خواهد بود درباره چگونگي تغييرات مغز با افزايش سن و بيماري هاي مغز و مشكلات عصبي.
منبع : مجله اينترنتي فريا
